استخر حرمسرا

«ژان لئون ژروم» هنرمند شرق‌شناس فرانسوی آثار بسیاری با موضوع حرمسرای شرقی خلق کرد، برای بیننده و به خصوص بیننده شرقی آنچه به این اثر زیبایی ویژه‌ای می‌بخشد نه برهنگی زیبارویان حرمسرا که ظرافت و روح شرقی تک تک اجزای اثر است و همین مشخصه است که به آثار ژروم جایگاهی استثنایی بخشیده است.

به جزئیات بی‌‌‌نهایت ظریف اثر دقت کنید، نقش‌های پیچان و رنگارنگ قالی که خود به تنهایی یک اثر هنری تمام عیار هستند، ظروف زیبای سرامیکی که با نقش‌هایی زیبا‌تر تزئین شده‌اند و رقص دل انگیز الفبای شرقی در کنار گچ بری‌های محسور کننده و رنگ‌ها و طرح‌های روح بخش معماری شرق. از نقوش هندسی میز کوچک چای خوری و طرح وهم انگیز کوسن تا درخشش مهره‌های فیروزه در دستان دخترک حرمسرا، همه و همه جلوه گر زیبایی شرق اسرارآمیز برای نقاش فرانسوی و هم عصران اوست. و اینچنین روح کهن شرق و چیره دستی کم نظیر ژروم دست در دست هم می‌دهند تا اثری جاودانه خلق کنند.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

قهوه خانه‌ای در استانبول

قهوه خانه‌ای دل انگیز و مردان ترک که در منظره مسجد اورتاکوی و کشتی‌های پهلو گرفته در بندر استانبول به نوای موسیقی گوش فرا داده‌اند، جلوه‌ای به یاد ماندنی از استانبول زیبا در بهار ۱۸۴۶ میلادی هنگامی که «ایوان آیوازوفسکی» از آن دیدن کرد. ایوان آیوازوفسکی نقاش روس و ارمنی تبار در شبه جزیره کریمه چشم به جهان گشود، استعداد شگرف او در هنر موجب شد تا با بهترین درجات از آکادمی هنرهای سن پترزبورگ فرق تحصیل شده و به یکی از سر‌شناسترین نقاشان سبک رومانتیسیسم در تاریخ روسیه مبدل شود. آیوازوفسکی را بیش از همه به نقاشی‌هایش از مناظر دریایی می‌شناسند و به جرات می‌توان او را یکی از بهترین خالقان صحنه‌های دریایی در تاریخ هنر دانست.

به خواندن ادامه دهید

زیبایی آشکار شده

«سارا گودریدگ» نقاش آمریکایی سده نوزدهم میلادی در یک خانواده دهقان متولد شد. او از کودکی استعدادی شگرف در نقاشی داشت و در جوانی به شهر «بوستون» مهاجرت کرد و توانست با پیشرفت خیره کننده خود به خصوص در خردنگارگری (مینیاتور) و پرتره نگاری به شهرت و ثروت قابل توجهی دست یابد. در همین زمان بود که «دنیل وبستر» سیاستمدار و سناتور آمریکایی به گودریدگ جهت ترسیم پرتره‌اش مراجعه کرد، امری که برای یک سیاستمدار مناسب و حتی ضروری به شمار می‌رفت. اما در این میان رابطه‌ای عاشقانه میان هنرمند و سیاستمدار متاهل و صاحب سه فرزند شکل گرفت، رابطه‌ای که می‌توانست برای وبستر به شدت خطرناک باشد. با این وجود این زوج به رابطه پنهانی خود ادامه دادند، آن‌ها به ندرت موفق به دیدار یکدیگر می‌شدند اما نامه‌های بسیاری به آن‌ها رد و بدل گشت. گودریدگ تمام نامه‌های معشوقش را نگهداری می‌کرد اما وبستر که به شدت نگران جایگاه سیاسی خود بود نامه‌ها را پس از خواندن نابود می‌کرد تا احتمال افشای این رابطه را به حداقل برساند.

هنگامی که در سال ۱۸۲۸ میلادی همسر وبستر درگذشت امیدهای گودریک برای رسیدن به معشوق جانی دوباره گرفت. در این دوره در انگلستان روال رایج و محبوب این بود که عاشقان پرتره‌ای از چشم یا لبان خود را به معشوق هدیه می‌کردند اما هنرمند امریکایی پرتره‌ای به مراتب صمیمانه‌تر از خود برای وبستر خلق کرد.

به خواندن ادامه دهید

به همین سادگی! به همین مسخرگی!

هر دو فکر می کردند که دنیا بد ساخته شده است. آن کس که دوست دارد، مورد محبت نیست. آن کس که مورد محبت است، خود دوست ندارد. آن کس که دوست دارد و مورد محبت است، یک روز دیر یا زود از عشق خود جدا می شود …

آدمی رنج می برد. دیگری را می رنجاند. و از این دو تن بدبخت تر همیشه آن کس نیست که رنج می برد.

 

به خواندن ادامه دهید