از بیزانتیوم تا قسطنطنیه تا استانبول، شهری به قدمت تاریخ

اگر دریای مرمره و تنگه بسفر زبان می‌گشودند داستانی شنیدنی برای مردمان امروز به ارمغان می‌اوردند. حکایت تولد و رشد و زوال و بازیابی تمدن‌ها، حکایت فراز و نشیب مردمانی که گاه بر جهان حکم می‌راندند و‌گاه به زیر چکمه بیگانگان روزگارشان سیاه می‌گردید. استانبول قدیمی‌ترین شهر زنده تمدن بشری نیست اما تاریخش اگر پربار‌تر از قدیمی‌ترین شهر‌ها نباشد، کمتر از آن‌ها شنیدنی نیست.

برخی آثار بشری یافت شده در این منطقه پیشینه‌ای نزدیک به نه هزار سال دارند. «تراکیان» هندو اروپایی سنگ بنای اولیه تمدن خود را در شمال شرق بالکان بنا نهادند و این سرزمین به همین دلیل «تراکیه» نام گرفت. اما سنگ بنای شهری که امروز استانبول می‌نامیم بنا به روایت و افسانه‌های یونانیان نزدیک به ششصد سال پیش از میلاد مسیح و به دست سرداری یونانی به نام «بیز» بنا شد و «بیزانتیوم» نام گرفت. شهری که تبدیل به قلب تجاری و فرهنگی منطقه خود شد تا آماده نقشی بس بزرگ‌تر در دوره‌های پیشرو شود.

اگرچه خواستگاه نماد ماه و ستاره را میان رودان و یا ایران می‌دانند و اولین به کار گیرنده این نماد در مقیاس بزرگ مهرداد ششم، پادشاه مقتدر «پنتوس» بوده است (خاندانی ایرانی تبار که با تاثیرپذیری از دو فرهنگ ایرانی و یونانی بر منطقه شمالی آناتولی حکمرانی می‌کردند). اما در منابع یونانی و برخی منابع اولیه رومی نماد ماه و ستاره را به بیزانتیوم نسبت داده‌اند. ریشه رابطه نماد ماه و ستاره با بیزانتیوم به زمانی بازمیگردد که مطابق روایت یونانی در سال ۳۴۰ پیش از میلاد بیزانتیوم و متحدان آتنی تحت محاصره قوای فیلیپ مقدونی قرار داشتند و تنها ظهور یک نور اعجاب انگیز در کنار هلال ماه در هنگام حمله شبانه فیلیپ موجب شکست مقدونیان گردید. اهمیت رابطه این نماد با این شهر زمانی به اوج رسید که ماه ستاره به مرور زمان تبدیل به نماد سلسله‌های اسلامی و سرانجام تبدیل به پرچم رسمی حاکمان عثمانی استانبول گردید.

تنگه بسفر

نمای تنگه بسفر از سرای توپقاپی در استانبول

در سده پنجم پیش از میلاد بیزانتیوم برای مدت کوتاهی به دست حاکمان پارسی ایران افتاد اما یونانیان در جریان جنگهای ایران و یونان موفق به بازپسگیری آن شدند. بیزانتیوم از این پس تبدیل به یکی از اعضای «اتحادیه دلوس» گردید و در سال ۳۵۵ پیش از میلاد استقلال سیاسی خود را کسب نمود. در طول نزدیک به چهار سده این شهر توسط حاکمان بومی اداره می‌شد و روابط نزدیکی با جمهوری و پس از آن امپراتوری روم داشت تا سرانجام در سال ۷۳ میلادی به صورت رسمی به امپراتوری روم ضمیمه گردید. در طول زمان و تا سال ۳۲۴ میلادی بیزانتیوم روز به روز گسترش یافته و تبدیل به یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی، اقتصادی و نظامی امپراتوری روم شد. در این سال کنستانتین بزرگ، امپراتور روم که به تازگی با چیرگی بر رقیب دیرینه خود در ساحل تنگه بسفر توانسته بود یکپارچگی را باری دیگر برای امپراتوری روم به ارمغان بیاورد مدعی شد که در رویایی آسمانی به او الهام شده است تا بیزانتیوم را به پایتخت جدید امپراتوری مبدل کند. اینچنین بیزانتیوم در سال ۳۳۰ میلادی تبدیل به پایتخت امپراتوری گردید و «کنستانتینوپل» به معنی شهر کنستانتین نام گرفت.

از این زمان کنستانتینوپل که در گویش شرقی قسطنطنیه تلفظ می‌شود با تبدیل شدن به مرکز فرهنگی و اقتصادی امپراتوری روم به ثروتمند‌ترین شهر حوزه مدیترانه و چه بسا به بزرگترین و مهم‌ترین شهر جهان بدل گشت و از سال ۳۸۱ میلادی و با انتخاب مسیحیت به عنوان دین رسمی روم توسط امپراتور وقت، این شهر به مرکز جهان مسیحیت نیز تبدیل شد. در سال ۳۹۵ میلادی و با تقسیم شدن امپراتوری روم به دو نیمه شرقی و غربی، قسطنطنیه به عنوان پایتخت امپراتوری روم شرقی (که به دلیل محوریت این امپراتوری حول قسطنطنیه و نام کهن این شهر بعد‌ها امپراتوری بیزانس هم نامیده شد) همچنان نقش خود را به عنوان مهم‌ترین شهر حوزه مدیترانه حفظ نمود.

ایا صوفیه

ایاصوفیه (حاجیاسوفیا) نمادی از شکوه فرهنگی و ثروت قسطنطنیه. کلیسایی که در دوره بیزانسی بنا گردید و در دوره عثمانی تبدیل به مسجد شد

در طول یکصد سال بعد امپراتوری روم غربی که از یک سو درگیر مجادلات داخلی ژنرال‌های جاه طلب و سیاستمداران قدرت طلب و از سوی دیگر هدف حملات بی‌شمار اقوام کوچ نشین اروپای شمالی قرار داشت روز به روز در مسیر افول پیشرفت چنانکه در سال ۴۱۰ میلادی دروازه‌های شهر رم برای اولین بار به روی مهاجمین باز شد و «ویزیگوت‌ها» به رهبری «آلریک اول» در طول سه روز میراث پایتخت کهن امپراتوری را غارت کرده و از آن ویرانه‌ای بیش باقی نگذاشتند. قسطنطنیه که پیش از این و در طی مجادلات سیاسی و مذهبی دو نیمه امپراتوری همراه با رم تبدیل به دو قطب فرهنگی حوزه مدیترانه شده بود حال با سقوط رم تبدیل به یگانه شهر مهم اروپا گردید و روز به روز به ثروت و نفوذ خود افزود. در این دوره امپراتوری شرقی از سنت‌های لاتین امپراتوری مادر فاصله گرفته و بیش از پیش خلق و خوی یونانی گرفت و اگر از جانب شرق تحت تهدید دائمی نبود شاید توان آن را می‌داشت که نظم و مدنیت را بار دیگر به کل اروپا بازگردانده و امپراتوری قدرتمند و یکپارچه روم را به صورتی پایدار بازیابی کند.

Under Justinian I

قلمرو حکمرانی ژوستینین اول – اوج قدرت نظامی بیزانس به سال ۵۶۵ میلادی

از دیرباز و با غلبه ایرانیان و رومیان به سرداران میراثدار اسکندر مقدونی این دو تمدن در برابر یکدیگر صف آرایی کرده و اگرچه در طول تاریخ شاهد دوره‌های کوتاه صلح و مبادلات فرهنگی بسیاری میان دو امپراتوری ایران و روم در شرق و غرب بودیم اما هیچگاه تنش میان دو امپراتوری از میان نرفت. با بر سر کار آمدن ساسانیان در ایران و جهش چشمگیر قدرت نظامی و فرهنگی ایران و با تقسیم شدن امپراتوری روم و تباه شدن بخش عمده انرژی روم شرقی در منازعه با همتای غربی، این ایران بود که توانست نفوذ خود را در مرزهای غربی به شدت افزایش داده و تبدیل به بزرگ‌ترین رقیب امپراتوری بیزانس شود. سوریه و میان رودان و فلسطین و آناتولی بار‌ها شاهد صف آرایی سربازان روم و ایران بودند. جنگ‌های طولانی ایران و روم شاید به تنهایی حیات هیچکدام از این دو قدرت را به صورت جدی تهدید نمی‌کردند اما با آغاز یورش‌های «هون‌های مغول تبار» ‌، «سرمتیان» ایرانی تبار و «گوت‌های ژرمن تبار»‌ به سرحدات غربی و شمالی امپراتوری بیزانس و درگیر شدن امپراتوری ساسانی با خانات ترک غربی و هپتالیان و هون‌ها در مرزهای شرق، هر دو امپراتوری وارد دوره‌ای از فرسودگی مفرط نظامی و اقتصادی شدند و از تبعات آن گسترش اختلافات داخلی و دست به دست گشتن تخت حکمرانی میان رقبای سیاسی در هر دو امپراتوری بود. در میانه این مجادلات هر دو پایتخت رومی و ایرانی چندین بار هدف یورش مستقیم سپاهیان یکدیگر قرار گرفتند که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به محاصره قسطنطنیه در سال ۶۲۶ و شکست ایرانیان در «نبرد نینوا» در فاصله بسیار کمی از تیسفون به سال ۶۲۷ میلادی اشاره کرد.

تداوم جنگ میان بیزانس و ایران و ادامه یورش‌های بی‌وقفه در مرزهای شمالی امپراتوری شرقی و همچنین ناکامی چندین امپراتور قسطنطنیه در باز پسگیری شبهه جزیره ایتالیا از اقوام ژرمن و اسلاو نتیجه‌ای جز آغاز سیر نزولی این امپراتوری نداشت. با ظهور اسلام در حجاز و جهش برق آسای قدرت خلفای راشدین امپراتوری آسیب دیده ساسانی به کلی فروپاشید و امپراتوری بیزانس بسیاری از مناطق تحت کنترل خود در میان رودان و سوریه و همچنین مهم‌ترین منبع غلات خود. مصر، را به اعراب واگذار کرد. در سال ۶۷۲ میلادی اعراب به فرماندهی معاویه با استفاده از برتری دریایی اقدام به محاصره قسطنطنیه کردند که سرانجام ناوگان بیزانس با استفاده از تاکتیک نوین معروف به «آتش یونانی» توانست ناوگان اعراب را وادار به عقب نشینی کرده و با شکست محاصره حیات امپراتوری را تا چندین سده تضمین کند. امپراتوری قدرتمند بیزانس که تا چندی پیش قادر بود مهاجمین شمالی را همواره عقب رانده و از مرزهای شرقی خود در برابر ایرانیان محافظت کند اکنون وارد دوره متفاوتی شد. بخش عمده نیروهای نظامی بیزانس متوجه مرزهای شرقی شده تا مانع از پیشروی بیشتر امپراتوری اسلامی شوند و قسطنطنیه برای اولین بار خود را در برابر تهدیدات کوچ نشینان اروپایی آسیب پذیر دید. بحران نظامی و امنیتی پایتخت روم شرقی به حدی جدی شد که سرداران روم به ناچار دست اتحاد به سوی‌‌ همان مهاجمین گشوده و‌ گاه تنها با پرداخت خراج‌های سنگین قادر به حفظ استقلال نظامی قسطنطنیه بودند. با این وجود و با ضعف روز افزون امپراتوری و با شدت گرفتن اختلاف میان کلیسای ارتودوکس قسطنطنیه و کلیسای کاتولیک روم، قسطنطنیه همچنان جایگاه خود را به عنوان ثروتمند‌ترین شهر و شاهرگ حیاتی مدیترانه حفظ نمود.

Greek fire in the Madrid Skylitzes

نقاشی از تاریخ نگار یونانی که استفاده از «آتش یونانی» توسط ناوگان بیزانس علیه اعراب را به تصویر کشیده است

امپراتوری بیزانس توانست تا مدت‌ها به عنوان سدی مدافع مانع از ورود مسلمانان به اروپای مسیحی شود اما سقوط ساسانیان دروازه‌های شرقی امپراتوری را به روی مهاجمینی بسیار خطرناک‌تر گشود و منطقه شرقی آناتولی که آخرین پایگاه بیزانس در خاک آسیا به شمار می‌رفت به مرور زمان از کنترل قسطنطنیه خارج شده و به دست حاکمان جدید خاورمیانه افتاد. ظهور امپراتوری‌های ترک تبار غزنوی و سلجوقی که خلفای بغداد را هم به تابعیت خویش در آورده و تبدیل به ابر قدرت‌های جدید فلات ایران شدند تهدید جدی و جدید برای امپراتوری بیزانس به شمار می‌رفت. از اولین سال‌های سده یازده میلادی تا دویست و پنجاه سال آینده آناتولی صحنه درگیری مداوم ترکان سلجوقی و رومیان بود که در ‌‌نهایت به شکست و عقب نشینی تدریجی بیزانس منجر گردید. نبرد ملازگرد به سال ۱۰۷۱ میلادی را می‌توان نقطه چرخش تقابل سلجوقیان و بیزانس نامید. هنگامی که الب ارسلان با شکست قاطعانه سپاه روم و به اسارت گرفتن امپراتور «رومانوس» حاکمیت بیزانس بر ارمنستان و ترکیه را به صورت جدی تهدید کرده و آغازگر و زمینه ساز ترک زبان شدن آناتولی گردید. امپراتور مغلوب شده روم شرایط پیشنهادی الب ارسلان برای صلح را پذیرفت اما هنگامی که به قسطنطنیه بازگشت مخالفان سیاسی خود را بر مسند قدرت دیده و به دست همانان شکنجه و کشته شد. میخائیل هفتم، امپراتور جدید بیزانس، حاضر به پذیرش شرایط الب ارسلان نشد. دستگاه دفاعی بیزانس که متعاقب شکست‌های متعدد بکلی از هم پاشیده بود نتوانست مانع پیشروی گسترده سلجوقیان شود و نیروهای دفاعی محدود باقی مانده نیز درگیر منازعات داخلی امپراتوری شدند. در طی دویست سال آینده امپراتوری سلجوقی و جانشین آن در آناتولی که با نام سلجوقیان روم شناخته می‌شود، ارمنستان و بخش عمده آناتولی را به متصرفات خود اضافه نمودند و هزاران قبیله ترکمان در گستره آناتولی ساکن شدند.

در همین دوره دولت‌های نوظهور مجار و روس در شمال بیزانس قدرت گرفته و اگرچه اکثرا پیرو کلیسای ارتودوکس قسطنطنیه بودند اما‌ گاه به‌گاه سیاست‌های دلخواه خود را به حاکمان قسطنطنیه تحمیل می‌کردند. در این شرایط بود که امپراتوری بیزانس شکست خورده از دشمن مسلمان و تحت فشار همسایگان شمالی به رقیب دیرینه مذهبی یعنی کلیسای کاتولیک روم پناه برد و از هم کیشان مسیحی در اروپای غربی جهت عقب راندن مسلمانان و باز پسگیری سرزمین موعود مسیح در فلسطین درخواست کمک نمود. اولین جنگ صلیبی به فرمان پاپ به سال ۱۰۹۶ میلادی و با هدف بازپس گیری اورشلیم از مسلمانان و عقب راندن سلجوقیان از آناتولی آغاز شد. جنگ‌های صلیبی در طول دویست سال سیاست و فرهنگ اروپا را به گستردگی تحت تاثیر قرار دادند و اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسید یاری دهنده بیزانس در جنگ با مهاجمین شرقی باشند اما در ‌‌نهایت زمینه ساز سقوط و فروپاشی این امپراتوری کهن گردیدند.

1101 Crusade

مسیر حرکت صلیبیون در جنگ ۱۱۰۱ میلادی که نمایشگر حوزه حکمرانی بیزانس و سلجوقیان روم در آناتولی است

اولین کاروان صلیبیون کاتولیک در قسطنطنیه آماده یورش به سرزمین مسلمانان شدند اما به سبب اختلافات دیرین مذاهب مسیحی حاضر به پذیرش فرماندهی بیزانس نشدند و خود مسیر فتح اورشلیم را در پیش گرفته و به سال ۱۰۹۸ میلادی اورشلیم پس از سالهای متمادی باری دیگر تحت سلطه قوای مسیحی در آمد. در دوران جنگ‌های صلیبی اول تا سوم و با عقب رانده شدن نسبی سلجوقیان از سرحدات بیزانسی قسطنطنیه وارد دوره دیگری از شکوفایی اقتصادی و فرهنگی شد. جمیعت شهر که تا حدود یکصد هزار نفر افول کرده بود باری دیگر همچون دوران پرشکوه سده‌های پنج تا هفت میلادی به رقم شگفت انگیز پانصد هزار نفر رسید و قسطنطنیه نبض جریان تجاری اروپا را باری دیگر به دست گرفت. از سده ده تا دوازده میلادی این شهر الهام بخش اروپاییان غربی بود که در جستجوی هنر و فرهنگ و هویت قسطنطنیه را الگوی تمدن قرار داده بودند و شهر شاهد بازسازی بسیاری از ابنیه کهن و ساخت آثار هنری جدید بود.

در سال ۱۱۹۷ میلادی قسطنطنیه شاهد یکی از بزرگ‌ترین آتش سوزی‌های تاریخ خویش بود که بخش بزرگی از شهر را ویران کرد اما ویرانی حاصل از این آتش سوزی به هیچ عنوان قابل مقایسه با مصیبتی نبود که چندی بعد روزگار این شهر را تا سال‌های متمادی سیاه کرد. در پی اختلافات سیاسی سرداران بیزانسی، چهارمین کاروان صلیبیون در حمایت از «الکسیوس» روانه قسطنطنیه شد. الکسیوس فرزند امپراتور «ایزاک» که پیش از این مغلوب رقبای سیاسی و از قدرت برکنار شده بود توانست با وعده پاداش هنگفت سرداران صلیبی را متقاعد به دخالت در جنگ داخلی بیزانس کند. سربازان صلیبی با گشودن دروازه‌های قسطنطنیه الکسیوس را بر تخت امپراتوری نشاندند اما امپراتور جدید قادر نبود پاداش‌های وعده داده شده را بپردازد. تنش میان شهروندان و سربازان لاتین رو به فزونی گذاشت و پس از چندین تلاش ناموفق شورشیان قسطنطنیه الکسیوس را به دام انداخته و اعدام کردند. انقلابیون پیش از آنکه فرصت بازسازی مواضع دفاعی شهر را بیایند با پیش از آنکه بتواند سربازان لازم برای دفاع شهر را از مناطق شرقی امپراتوری به خدمت بگیرند خود را در مقابل سپاه خشمگین صلیبیون یافتند. اولین محاصره شهر توسط صلیبیون به شکست انجامید اما در دومین تلاش صلیبیون کنترل پایتخت بیزانس را به دست گرفته و به تلافی وعده‌های پرداخت نشده تا سه روز به غارت شهر پرداختند. برای نه سده شهر بزرگ پایتخت مسیحیت به شمار می‌رفت، شهر که پیشینه‌ای به قدمت تمدن یونان داشت سرشار از آثار هنری و دسترنج هنرمندان بیزانسی در طول سده‌ها بود. سربازان ونیزی بخش عمده گنجینه‌های هنری شهر را غارت کرده و با خود بردند اما سربازان فرانک و فلاندر بخش بخش شهر را با هدف ویرانی و تخریب زیر پا گذاشتند و هرچه را که قادر به غارت نبودند در آتش سوزاندند و کشتار و تجاوز به شهروندان تنها چیزی بود که در این روند غارت و ویرانی وقفه ایجاد می‌کرد. حکومتی جدید با نام «امپراتوری لاتین» کنترل شهر را به دست گرفت و تا شصت سال آینده مدعیان متعدد تاج و تخت بیزانس تنها قادر به کنترل بخش‌های کوچکی از امپراتوری در شرق و غرب امپراتوری لاتین بودند.

Latin Empire

گستره امپراتوری لاتین و ایالات باقی مانده از بیزانس در سال ۱۲۱۴ میلادی

در سال ۱۲۶۱ میلادی قسطنطنیه باری دیگر توسط سربازان «میخائیل هشتم» که مدعی امپراتوری بیزانس بود فتح شد و امپراتوری دوباره یکپارچه شد. بیزانس که در طول جنگ‌های بسیار بخش بزرگی از منابع و ثروت خود را از دست داده بود هرگز نتوانست به شکوه گذشته بازگردد. هنگامی که میخائیل شهر را باز پس گرفت جمیعت آن به رقم تکان دهنده سی و پنج هزار نفر کاهش پیدا کرده بود و تلاش‌های او برای بازیابی قدرت و اعتبار شهر تنها توانست جمیعت شهر را به هفتاد هزار نفر برساند. در همین دوره قدرت سلجوقیان روم که تا پیش از این مهم‌ترین تهدید علیه امپراتوری به شمار می‌رفتند به سرعت رو به افول گذاشت و بیزانس توانست با منتقل کردن نیروهای نظامی خود به مرزهای شمالی و غربی به تجاوزات بلغار‌ها و صرب‌ها پایان دهد. افول سلطنت سلجوقیان روم در ابتدا خبر از روزگار بهتری برای امپراتوری بیزانس می‌داد تا سرزمین‌ها از دست رفته را پس گرفته و به دوران شکوه خود نزدیک شود. سلجوقیان در این دوره درگیر مجادلات بیشمار داخلی شده بودند و امپراتوری بزرگ سلجوقی به قلمروهای متعددی تقسیم شده بود که هر کدام توسط یکی از سرداران سلجوقی اداره می‌شد. در این شرایط پیچیده بود که حمله هولناک مغول طومار سلطنت سلجوقیان را پس از چند سده در هم پیچید و اندک نقاطی که از گزند حمله مغول در امان ماندند نیز در پی سقوط نظام اداری و روابط تجاری وارد دوره افول شدند. اما با افول سلاجقه روم بسیاری از قبایل ترکمان که در طول چند سده از استپ‌های آسیای مرکزی به سرزمین‌های حاصل خیز آناتولی مهاجرت کرده بودند سر به شورش گذشته و هر یک مدعی قلمرویی کوچک در آناتولی شدند. در این میان و تا سال‌های پایانی سده سیزده میلادی این «عثمان اول» بود که با شکست رقبای همسایه توانست خود را سلطان نامیده و امپراتوری عثمانی را در قلب آناتولی بنیان نهد.

Osman_I_area_map

مرزهای سلطنت عثمان اول در ابتدا و انتهای دوران حکومتش

سلطنت عثمانی روز به روز به قدرت نظامی خود می‌افزود و بیزانس که همچنان مشغول جنگ با بازماندگان امپراتوری لاتین و مهاجمان شمالی بود قادر به مقابله با یورش‌های متعدد عثمانیان به مرزهای شرق خود نبود. میخائیل هشتم که برای ادامه جنگ با دشمنان غربی نیازمند منابع بزرگ مالی بود به ناچار مالیات سنگینی را به مردم قسطنطنیه تحمیل کرد و پس از مرگ او پسرش با هدف بازسازی اقتصاد بیزانس دوره‌ای از اصلاحات ناکام را پیگیری نمود که نتیجه‌ای جز افول وحشتناک قدرت اقتصادی بیزانس نداشت. در همین زمان بسیاری از شهروندان بیزانسی سلاطین عثمانی که اکنون به بخش بزرگی از آناتولی حکومت می‌کردند را همچون آزادی بخشانی می‌دیدند که قادر با پایان سلطه ظالمانه حاکمان بیزانسی بودند. بسیاری از ساکنان بیزانس به اسلام گرویدند و زمینه گسترش قلمرو عثمانی فراهم گردید. البته امپراتوری بیزانس که از سربازان مزدور کاتالانی بهره می‌برد همچنان توانایی شکست عثمانیان و بازگرداند آناتولی به امپراتوری را داشت اما مجموعه‌ای از اختلافات عمیق سیاسی و کودتاهای نافرجام در قسطنطنیه اندک امید رومیان برای بقا را بر باد داد. در سال ۱۳۲۹ میلادی نیروهای بیزانسی به یاری مدافعان «نیقیه» (ایزنیک امروزین) شتافتند که از سال ۱۳۰۱ میلادی توسط نیروهای عثمانی تحت محاصره اقتصادی قرار داشتند. نیروهای بیزانسی و تاسیسات دفاعی قدرتمند نیقیه در ابتدا موافق به عقب راندن قوای عثمانی شدند اما در ‌‌نهایت با پیروزی عثمانی در «نبرد پلکانون»، نیقیه تسلیم سلطان عثمانی شد. سقوط نیقیه که دومین شهر مهم امپراتوری و مرکز نظامی آن در آناتولی بود خدشه‌ای جبران ناپذیر بر پیکر بیمار بیزانس وارد کرد و برای اولین بار نیروهای عثمانی با عبور از تنگه داردانل پا به بخش اروپایی بیزانس گذاشتند.

Orhan_I_area_map

متصرفات عثمانیان – پیش ازسقوط نیقیه تا سال ۱۳۶۱ میلادی

از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۹۴ امپراتوری بیزانس درگیر دو جنگ داخلی بر سر جانشینی امپراتور شد و هر دو سوی درگیر با غارت شهرهای بیزانسی و به خدمت گرفتن مزدوران صرب و ترک آنچه از شکوه و آبروی امپراتوری بیزانس باقی مانده بود را برای همیشه به باد دادند و امپراتوری تبدیل به چندین ایالت کوچک و دور از هم گردید. در همین حین ترکان عثمانی موفق به تحمیل شکست‌های سهمگین پیاپی به صرب‌ها در بالکان شده و گستره حکومت خود را تا مرزهای شمالی بالکان افزایش دادند. قسطنطنیه به عنوان آخرین پایگاه حاکمان بیزانسی عملا به محاصره جغرافیایی سلاطین عثمانی درآمد و در آخرین روزهای حکومت بیزانس با شیوع طاعون و دو زمین لرزه ویرانگر تبدیل به ویرانه‌ای شد که جمعیت آن به پنجاه هزار نفر نمی‌رسید. در سال ۱۳۹۴ جنگ میان بیزانس و عثمانیان به حساسترین مرحله خود رسید و عثمانیان به رهبری «سلطان بایزید» اقدام به محاصره قسطنطنیه کردند. حاکمان شهر ناچار باری دیگر از کلیسای روم درخواست کمک نموده اما صلیبیون در مسیر خود به سوی قسطنطنیه به سختی از نیروهای عثمانی شکست خوردند. سقوط شهر و پایان کار رومیان اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسید تا آنکه ظهور تهدید جدی از جانب شرق عثمانیان را وادار به‌‌ رها کردن محاصره و متارکه موقتی جنگ با رومیان کرد. تیمور از نوادگان چنگیز که تنها چندی پس از فروپاشی امپراتوری مغول باری دیگر آسیای میانه و ایران را آماج حملات گسترده قرار داده بود اکنون با رسیدن به مرزهای شرقی عثمانیان و با برچیدن شبکه خانات وفادار به سلطنت عثمانی در «نبرد آنکارا» شکستی سهمگین بر قوای بایزید وارد ساخت. شکست در برابر تیموریان و مرگ بایزید امپراتوری نوپای عثمانی را وارد دوره‌ای از جنگ داخلی میان فرزندان بایزید بر سر جانشینی پدر کرد. امپراتوری بیزانس از این فرصت ‌‌نهایت استفاده را برده و تواست پس از اتحاد با همسایگان مسیحی خود «تسالونیکی» را باری دیگر به قلمرو بیزانسی اضافه کند. بیزانس همچنین با حمایت از «محمد اول» عثمانی وارد صحنه جنگ داخلی عثمانیان شد و با پیروزی محمد اول بر رقبایش صلحی کوتاه مدت میان امپراتوری روم و سلطنت عثمانی برقرار شد. این صلح با جانشینی «مراد دوم» در عثمانی و تلاش ناکام امپراتور جدید بیزانس برای برپا کردن شورشی علیه حاکمان عثمانی در آناتولی از میان رفت. پیروزی‌های دور از انتظار سپاه بیزانس علیه مراد دوم در مراحل اولیه درگیری راه به جایی نبرد. قوای مراد دوم اقدام به محاصره تسولونیکی و قسطنطنیه نمودند و تنها شورش برادر مراد در آناتولی موجب شد که سربازان عثمانی جهت سرکوب شورش داخلی محاصره این دو شهر را نیمه کاره‌‌ رها کنند. با پایان یافتن درگیری به نفع مراد دوم بیزانس مجبور به پرداخت خراج سنگین سالانه به سلطان عثمانی شد تا باقیمانده اقتصاد بیمار بیزانس نیز از میان برود.

Eastern_Mediterranean_1450

گستره امپراتوری های بیزانس و عثمانی در سال ۱۴۵۰ میلادی

در سالهای میانی سده پانزده عثمانیان با دشمنان پرشماری در چندین جبهه روبر بودند. در طی محاصره و سقوط تسولونیکی قوای عثمانی ناچار به مقابله با حاکمان مسیحی مجارستان، صربستان و آلبانی بودند و سرانجام پیروزی قاطع در «نبرد وارنا» به سال ۱۴۴۴ میلادی عثمانیان را تبدیل به قدرت بلا منازع در منطقه بالکان نمود. در سالهای متعاقب با بر تخت نشستن سلطان محمد فاتح و کنستانین نهم روابط بین دو امپراتوری بیش از پیش تیره شده و منجر به بسته شدن تنگه بسفر توسط سپاه عثمانی و محاصره اقتصادی قسطنطنیه گشت. عثمانیان که مناطق اطراف شهر را تحت کنترل داشتند در ششم آوریل ۱۴۵۳ اقدام به محاصره شهر نمودند. اگرچه کلیسای کاتولیک و ارتودوکس بر علیه عثمانیان متحد شده بودند اما شرایط داخلی اروپای غربی مانع از یاری حاکمان کاتولیک شد. فرانسه و انگلستان همچنان درگیر جنگ‌های یکصد ساله بودند، اسپانیا همچنان درگیر جنگ داخلی با آخرین بازماندگان اعراب اسپانیایی بود و امپراتوری مقدس روم پس از ناکامی‌های چند سده گذشته به هیچ عنوان قادر به ارسال نیرو کمکی نبود. تنها سربازانی اندک از ایالات ونیز و جنوای ایتالیا به یاری بیزانس راهی شدند که در نتیجه نهایی درگیری تغییر ایجاد نکردند. محاصره قسطنطنیه ۵۳ روز به طول انجامید، در این مدت سلطان محمد عثمانی بنا به سنت اسلامی سه بار به حاکمان بیزانسی پیشنهاد داد تا با تضمین امنیت جان ساکنان شهر و گنجینه‌های آن شهر را به عثمانیان تسلیم کنند اما با رد شدن این پیشنهادات سرانجام در ۲۹ می پایتخت بیزانس سقوط کرد و کنستانین، آخرین حاکم رومی قسطنطنیه در آخرین یورش خود به سیل مهاجمین عثمانی در کنار دیوارهای فروریخته شهر کشته شد. شهر به مدت سه روز غارت و بخش عمده جمیعت کم شمار به دیگر نقاط امپراتوری عثمانی کوچ داده شدند و بزرگ‌ترین کلیسای شهر به مسجد مبدل گشت.

Conquest of Constantinople

تسخیر قسطنطنیه، اثر نقاش ایتالیایی

سلطان عثمانی به هیچ عنوان قصد نابودی شهر را نداشت و بلافاصله پس از فتح شهر پروژه‌های گسترده‌ای را جهت بازسازی شهر و بازیابی شکوه دوران دیرین آغاز نمود. طبق فرمانی جدید مسلمانان، مسیحیان و یهودیان از اقصی نقاط امپراتوری عثمانی به زندگی در قسطنطنیه فراخوانده شدند و امروزه بسیاری از محلات استانبول نام خواستگاه ساکنان آن در دوره اولیه حکومت عثمانی را همچنان بر دوش می‌کشند (مناطقی همچون «چهارشنبه» و «آکاسرای»). اما بسیاری از ساکنان جدید به دلایل مختلف از جمله اجباری بودن مهاجرت خود و شیوع چندین باره بیماری شهر را ترک نمودند تا سرانجام در سال ۱۴۵۹ سلطان ساکنان یونانی تبار اصلی شهر را به بازگشت فراخواند.

حاکمان عثمانی که از تبار مردمانی مهاجر بودند هویتی تلفیقی برگرفته از بر‌ترین تمدن‌های بشری تا به آن زمان برای خود برگزیدند. در این هویت عناصر اسلامی، ترکی، رومی و ایرانی به چشم می‌خورد. مذهب اسلام تبدیل به مذهب رسمی شد، زبان‌های ترکی، عربی و فارسی و حتی یونانی رواج یافتند و حاکمان عثمانی خود را سلطان روم و جانشینان تمدن روم می‌نامیدند که تنها مذهب خود را همچون تجربه‌های گذشته تغییر داده است. تا زمان زیادی مردمان تحت سلطه عثمانیان که ریشه در تمدن‌های مختلفی داشتند از آزادی نسبی فرهنگی و مذهبی برخوردار بودند و قسطنطنیه که به مرور زمان نام جدید استانبول را به خود گرفت باری دیگر تبدیل به یکی از قدرتمند‌ترین و ثروتمند‌ترین شهرهای منطقه و جهان گردید. اگرچه در طول چهار سده حاکمان عثمانی درگیر جنگ با قدرت‌های دیگر از جمله ایرانیان و روس و اتریش بودند اما به لطف قدرت نظامی عثمانیان استانبول در سایه امنیت نظامی به مهد تمدن و شکوفایی فرهنگی و هنری مبدل شد. اگرچه در دوره عثمانی استانبول تبدیل به شهری اسلامی گردید اما جمیعتی متشکل از ساکنان بومی، مهاجران ترکتبار، ارامنه، یهودیان، یونانیان و اسلاو‌ها را در خود جای داده بود و چنان که در بعضی متون دوره عثمانی «عالم پناه» خوانده می‌شد پذیرای هنرمندان و صنعتگران از چهار گوشه جهان بود. در دوره سلطنت «سلیمان اول» که با نام سلیمان محتشم نیز شناخته می‌شود شهر وارد دوره‌ای از دستاوردهای ارزشمند هنری شد و به لطف معماران بزرگی چون «معمار سنان» که اصالتی ارمنی و یا گرجی داشت شاهد پروژه‌های عظیم و پرشمار عمرانی و هنری بود. معماران این دوره از آثار تمدن‌های بزرگی چون هند و ایران و روم مایه می‌گرفتند و این سرزمین همچون دوره شکوه بیزانسی نمایشگر میراث تمدن بشری از اقصی نقاط جهان بود. بازار بزرگ استانبول در همین دوره بنا گردید که یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مسقف جهان بوده و بیش از سه هزار مغازه را در خود جای داده است.

Istanbul Grand Bazaar

سردر بازار بزرگ استانبول که با دو زبان فارسی و ترکی عثمانی به نام سلطان روم مزین گردیده است

شکوه و قدرت استانبول در سده‌های هجده و نوزده میلادی با وجود افول تدریجی قدرت امپراتوری عثمانی همچنان ادامه داشت. جمیعت شهر که زمانی تا سی هزار نفر کاهش یافته بود در دوره عثمانی به رقم چهارصد هزار نفر رسید. در سالهای پایانی سده نوزده و هنگامی که عثمانی به مرد پیر اروپا شهرت یافته بود، استانبول و امپراتوری عثمانی در آستانه تغییرات گسترده بودند. با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی، امپراتوری عثمانی که توانایی پرداخت هزینه‌های گزاف جنگ را نداشت در ابتدا اعلام بی‌طرفی نمود اما سرانجام با پیوستن عثمانی به جبهه متحدین استانبول آماده درگیری‌های نظامی در نزدیکی خود شد. در سال ۱۹۱۵ نیروهای متفقین تصمیم به فتح تنگه استراتژیک داردانل گرفتند اما در چندین درگیری‌ طولانی نیروهای عثمانی موفق به تحمیل تلفات سنگین به قوای بریتانیا و فرانسه شده و موقعیت خود را در منطقه حفظ نمودند. با پایان جنگ و پیروزی متفقین امپراتوری عثمانی آخرین بازمانده قدرت سیاسی و نظامی خویش را از دست داد و بسیاری از متصرفات عثمانیان در خاورمیانه و شمال آفریقا به دست نیروهای فرانسوی و بریتانیایی افتادند. افول هولناک عثمانیان زمینه ساز ظهور اندیشه‌های نوین گردید تا سرانجام در طول جنگ استقلال ترکیه قوای ملی ترکیه موفق به شکست متفقین فاتح شدند و کشور ترکیه از دل امپراتوری عثمانی زاده شد.

کشور ترکیه در سال ۱۹۲۳ به رهبری کمال آتا ترک اعلام موجودیت کرد و با تغییر پایتخت از استانبول به آنکارا دوره پایتختی این شهر پس از ۱۵۹۳ سال پایان یافت. ترکیه به رهبری آتا ترک اصلاحات گسترده‌ای را آغاز کرد و با شتاب به مدرنیسم رو آورد. استانبول در طول این سال‌ها شاهد مهاجرت اجباری بخش اعضم جمیعت ارمنی و یونانی تبار خود بود و گروه اندک باقی مانده نیز در پی شورش‌های سال ۱۹۵۵ ناچار به ترک شهر شدند. اگرچه پایتخت کشور جدید به آنکارا منتقل شده بود اما استانبول همچنان بزرگتین و مهم‌ترین شهر فرهنگی و اقتصادی ترکیه به شمار می‌رفت و جمیعت آن رو به فزونی گذاشت.

امروزه استانبول با جمیعتی نزدیک به چهارده میلیون نفر دومین شهر پرجمیعت جهان و مرکز فرهنگی و اقتصادی ترکیه و کشورهای همسایه است. میراث به جا مانده از تمدن‌های یونان و روم و عثمانی این شهر را تبدیل به یکی از مهم‌ترین مراکز توریسم و تاریخ جهان نموده است و سالانه جمیعتی بالغ بر دوازده میلیون نفر به عنوان توریست خارجی از این شهر دیدن می‌کنند.

istanbul

استانبول امروزین

مطالب مرتبط:

استانبول

تاریخ استانبول

بیزانتیوم

کنستانتینوپل(قسطنطنیه)

امپراتوری بیزانس

جنگ‌های بیزانس و عثمانی

مدرن شدن استانبول

نماد ماه و ستاره

قهوه خانه‌ای در استانبول

Advertisements

2 دیدگاه برای “از بیزانتیوم تا قسطنطنیه تا استانبول، شهری به قدمت تاریخ

  1. من هر چه نگاه کردم بالای سر در بازار استانبول عبارت یا جمله فارسی پیدا نکردم در ثانی بازار استانبول را چه به زبان فارسی یا نکند منظور شما رسم الخط عربی باشد اگر جواب دهید متشکر میشوم

    • «زینت افزای مقام معلای خلافت اسلامیه و اریکه پیرای سلطنت سنیه عثمانیه السلطان ابن السلطان السلطان الغازی عبدالحمید خان ثانی»
      این جمله فارسی هست که تعجب میکنم چطور ندیدید
      در مورد ارتباط عثمانیان و فارسی، جهت اطلاع شما پس از ایران و هند. اسناد باقی مانده از دوره عثمانی سومین گنجینه نسخ فارسی زبان تاریخی هستند. نامه نگاری های عثمانیان و صفویان رو اگر کمی جستجو بفرمایید اکثرا متن نامه سلاطین عثمانی به فارسی هست و اکثر وزرای عثمانی به فارسی تسلط داشتند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s