استخر حرمسرا

«ژان لئون ژروم» هنرمند شرق‌شناس فرانسوی آثار بسیاری با موضوع حرمسرای شرقی خلق کرد، برای بیننده و به خصوص بیننده شرقی آنچه به این اثر زیبایی ویژه‌ای می‌بخشد نه برهنگی زیبارویان حرمسرا که ظرافت و روح شرقی تک تک اجزای اثر است و همین مشخصه است که به آثار ژروم جایگاهی استثنایی بخشیده است.

به جزئیات بی‌‌‌نهایت ظریف اثر دقت کنید، نقش‌های پیچان و رنگارنگ قالی که خود به تنهایی یک اثر هنری تمام عیار هستند، ظروف زیبای سرامیکی که با نقش‌هایی زیبا‌تر تزئین شده‌اند و رقص دل انگیز الفبای شرقی در کنار گچ بری‌های محسور کننده و رنگ‌ها و طرح‌های روح بخش معماری شرق. از نقوش هندسی میز کوچک چای خوری و طرح وهم انگیز کوسن تا درخشش مهره‌های فیروزه در دستان دخترک حرمسرا، همه و همه جلوه گر زیبایی شرق اسرارآمیز برای نقاش فرانسوی و هم عصران اوست. و اینچنین روح کهن شرق و چیره دستی کم نظیر ژروم دست در دست هم می‌دهند تا اثری جاودانه خلق کنند.

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

زیبایی آشکار شده

«سارا گودریدگ» نقاش آمریکایی سده نوزدهم میلادی در یک خانواده دهقان متولد شد. او از کودکی استعدادی شگرف در نقاشی داشت و در جوانی به شهر «بوستون» مهاجرت کرد و توانست با پیشرفت خیره کننده خود به خصوص در خردنگارگری (مینیاتور) و پرتره نگاری به شهرت و ثروت قابل توجهی دست یابد. در همین زمان بود که «دنیل وبستر» سیاستمدار و سناتور آمریکایی به گودریدگ جهت ترسیم پرتره‌اش مراجعه کرد، امری که برای یک سیاستمدار مناسب و حتی ضروری به شمار می‌رفت. اما در این میان رابطه‌ای عاشقانه میان هنرمند و سیاستمدار متاهل و صاحب سه فرزند شکل گرفت، رابطه‌ای که می‌توانست برای وبستر به شدت خطرناک باشد. با این وجود این زوج به رابطه پنهانی خود ادامه دادند، آن‌ها به ندرت موفق به دیدار یکدیگر می‌شدند اما نامه‌های بسیاری به آن‌ها رد و بدل گشت. گودریدگ تمام نامه‌های معشوقش را نگهداری می‌کرد اما وبستر که به شدت نگران جایگاه سیاسی خود بود نامه‌ها را پس از خواندن نابود می‌کرد تا احتمال افشای این رابطه را به حداقل برساند.

هنگامی که در سال ۱۸۲۸ میلادی همسر وبستر درگذشت امیدهای گودریک برای رسیدن به معشوق جانی دوباره گرفت. در این دوره در انگلستان روال رایج و محبوب این بود که عاشقان پرتره‌ای از چشم یا لبان خود را به معشوق هدیه می‌کردند اما هنرمند امریکایی پرتره‌ای به مراتب صمیمانه‌تر از خود برای وبستر خلق کرد.

به خواندن ادامه دهید

ماجای برهنه و ماجای پوشیده، هنگامی که برهنگی در اسپانیا جنجال میافریند

«ماجای برهنه» یک نقاشی رنگ روغن و سر‌شناس ترین اثر «فرانسیسکو گویا» نقاش اسپانیایی سده‌های هجده و نوزده میلادی است. این نقاشی در سال‌های ۱۷۹۷ تا ۱۸۰۰ میلادی خلق شد و زنی اسپانیایی را برهنه و آرمیده در بستر به تصویر می‌کشد. به نظر می‌رسد این زن معشوقه «مانوئل د گودوی» باشد که در فاصله سال‌های ۱۷۹۲ تا ۱۷۹۷ و ۱۸۰۱ تا ۱۸۰۸ نخست وزیر اسپانیا بود و «گویا» آثاری از جمله این نقاشی را به سفارش او به تصویر کشیده بود. «ماجا» و «ماجو» نام‌هاییست که در سده‌های هجده و نوزده میلادی به زنان و مردان طبقه پایین اسپانیا و به خصوص شهر مادرید اطلاق می‌شد. دلیل این نامگذاری توسط فرانسیسکو شاید این بوده باشد که هدف او از نقاشی به تصویر کشیدن ساده و واقع گرایانه یک زن عامی اسپانیایی باشد و نه معشوقه یک دولت مرد اشرافی که به زنبارگی و زن پرستی در اسپانیا شهرت داشت.

معشوقه برهنه پادشاه فرانسه

«ماری لوئیز آمورفی» مشهور به «مادموازل مورفی» معشوقه لوئی پانزدهم، پادشاه فرانسه بود. ماری لوئیز اصلیتی ایرلندی داشت و در نوجوانی علاقه شاه فرانسه را به خود جلب کرد و دو سال به عنوان معشوقه غیر رسمی او در دربار زندگی می‌کرد.

این نقاشی رنگ روغن از ماری لوئیز برهنه و آرمیده را یکی از شهوانی‌ترین نقاشی‌ها در هنر اروتیک نامیده‌اند. بنا به روایتی در هنگامی که «فرانسوا بوشر» ماری لوئیز را به تصویر کشید او چهارده سال بیشتر نداشت و از این رو نقاش فرانسوی زاویه‌ای را انتخاب کرد تا اندام‌های جنسی او در نقاشی دیده نشوند. اما به نظر می‌رسد هدف اصلی نقاش در انتخاب این موقعیت نشان دادن بدن ماری لوئیز در حالتی آماده و پذیرا بوده است. چنان که داستان اصلی نقاشی نیز بر این دلالت دارد که این نقاشی جهت پیشکش شدن به شاه کشیده شده و شاه با دیدن همین اثر ماری لوئیز را به عنوان معشوقه خود انتخاب می‌کند.

ماری لوئیز پس از دو سال همبستر شدن با شاه اشتباه بزرگی مرتکب شد. او تصمیم گرفت خود را جاگزین معشوقه رسمی پادشاه، «مادام پمپادور» کند و به همین دلیل به سرعت جایگاه خود را از دست داد و به حکم دادگاه مجبور به ازدواج با یک کنت فرانسوی شد. ماری لوئیز بعد‌ها شوهر خود را در نبرد «روزباخ» بین فرانسه و امپراتوری اتریش از دست داد. او حتی در دوران انقلاب فرانسه به زندان افتاد اما از جان سالم بدر برد و سرانجام در سن هفتاد و هفت سالگی درگذشت.

به خواندن ادامه دهید

بتسابه نیمه برهنه و نامه داوود

به روایت تورات، «بتسابه» همسر «اوریاه» افسر سپاه داوود بود. داوود دومین پادشاه اسرائیل روزی مشغول قدم زدن بر بام کاخ خود بتسابه را در حال حمام کردن دید و مجذوب زیبایی او شد. در زمانی که سپاه اسرائیل همراه با اوریاه درگیر جنگ بود، داوود از این فرصت استفاده کرد و با بتسابه همبستر شد. چندی بعد بتسابه به داوود پیام داد که باردار است و داوود به فکر چاره افتاد تا آبروی خود را حفظ کند.

داوود در ابتدا تصمیم گرفت اوریاه را از جنگ بازگرداند تا او پس از همبستر شدن با همسرش گمان کند کودک از خودش است. اما عوریه اصرار داشت تا در میدان نبرد مانده و به جنگ بپردازد. سرانجام پس از آنکه تلاش‌های داوود برای همبستر کردن بتسابه و شوهرش به جایی نرسید، داوود به فرمانده سپاه دستور داد تا اوریاه را به خط مقدم جنگ فرستاده و او را در میان سربازان دشمن‌‌ رها کند. نکته جالب داستان اینجاست که فرمان مرگ حتمی اوریاه توسط خود او به دست فرمانده سپاه رسید.پس از مرگ اوریاه، داوود بتسابه تازه بیوه شده را به همسری خود درآورد.

«بتسابه و نامه داوود» نقاشی رنگ روغن به سال ۱۶۵۴ میلادی اثر «ویلم دروست» نقاش هلندی سده هفدهم میلادیست. این نقاشی از آثار باقیمانده از «عصر طلایی هلند» است، دوره‌ای که هنر، علم، تجارت و قدرت نظامی هلند در اوج خود و از برترین‌های جهان بود.

به خواندن ادامه دهید

دختر یونانی، برهنه در بازار برده فروشان

شاید هنگامی که «هایرام پاورز» در فلورانس مشغول تراشیدن شاهکار خود از مرمر بود هیچگاه پیشبینی نمی‌کرد که دسترنجش به یکی از جنجالی‌ترین و مشهور‌ترین آثار هنری سده نوزدهم امریکا تبدیل شود. «برده یونانی» زنی جوان و برهنه را مجسم می‌کند که نامش و زنجیرهای حلقه شده به دور دستانش حاکی از انتظار بی‌پایان او در بازار برده فروشان است. پاورز هنرمندی نئوکلاسیست بود و این اثر نیز در ساخت به نمونه‌های کلاسیک یونان شباهت فراوانی دارد. «برده یونانی» دخترکی اسیر شده به دست ترکان عثمانیست که در بازار استانبول در انتظار به فروش رفتن است. دختر مسیحی است و صلیبی در دست دارد اما هدف اصلی پاورز از خلق این اثر چه بوده است؟

به خواندن ادامه دهید

برهنه در برابر دوربین

به تصویر کشیدن بدن انسان از اعماق تاریخ تا به امروز بخش مهمی از فعالیت و چالش‌های هنرمندان بوده است. برهنگی را می‌توان در دوره‌های تاریخی و تمدن‌های مختلف مشاهده نمود. از یونان و روم باستان تا هند و از افریقا تا اقیانوسیه و از مجسمه سازی و سنگ نگاری تا نقاشی. این موضوع همواره در زمینه‌هایی چون افسانه سرایی، تمایلات نفسانی، قهرمان پروری و زیبایی‌های بصری مطرح شده و زمینه ساز بحث‌های پرشوری از قبیل گناه و جنسیت، هویت فرهنگی و زیبایی‌شناسی بوده است. انتخاب عکاسی به عنوان ابزاری برای تصویر کردن بدن برهنه انسان زمینه بروز بحث‌ها را گسترده‌تر می‌کند چرا که در عکاسی بدن انسان همانگونه که هست نشان داده می‌شود، برخلاف هنرهای دیگر که در صورت لزوم بدن را به صورت دلخواه و ایده آل به تصویر می‌کشند.

با ظهور هنر عکاسی، هنرمندان اروپایی و به خصوص فرانسوی عکاسی از بدن انسان را جایگزینی مناسب و ارزان برای مدل‌های هنری یافتند و البته این عکس‌ها در کنار استفاده به عنوان مدل نقاشی و مجسمه سازی خود به عنوان آثار هنری شناخته می‌شدند اما عنوان مدل را همچنان بر دوش می‌کشیدند تا قوانین و سانسورهای دولتی شامل آن‌ها نشود. در این دوره عکاسی از برهنگی در زمینه‌های کالبد‌شناسی، حرکت‌شناسی، پزشکی قانونی و قوم نگاری هم مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در ابتدای قرن بیستم میلادی برهنگی مفهومی متفاوت به خود گرفت و بدن انسان تبدیل به ابزاری فریبکارانه و فراواقعی (سورئال) برای زیبایی بخشیدن و جذب مخاطب شد. این مفهوم در دهه شصت و با آغاز انقلاب جنسی در غرب چالش‌های فراوانی را تجربه کرد و از دل این انقلاب اجتماعی مفهومی نوین‌ زاده شد. از این پس عکاسی از برهنگی ابزاری بود برای رهایی از ساختارهای اجتماعی، اظهار هویت فردی، کنکاش در مفاهیم و هنجارهای جنسی و واکنشی به مشکل نوظهور و ناشناخته ایدز.

«برهنه در برابر دوربین» نمایشگاهی در موزه متروپیلیتن نیویورک است که از تاریخ ۲۷ مارچ تا ۹ سپتامبر سال جاری با نمایش عکس‌هایی از برهنگی در دوره‌های مختلف عصر مدرن قصد دارد تاریخچه این موضوع را معرفی کرده و مفاهیم، انگیزه‌ها و نمودهای آن را مورد پرسش قرار دهد.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

به خواندن ادامه دهید

دو نقاشی از ژرژ سورا – برهنگی در برابر تظاهر

«ژرژ پییر سورا» را می‌توان بنیادگر سبک «نئوامپرسیونیسم» نامید. نئوامپرسیونیسم یا «نودریافتگری» همانند «دریافتگری» یا «امپرسیونیسم» بیشتر از هرچیز به انعکاس پرتو‌ها و بازتابش نور و رنگ‌ها می‌پرداخت اما برخلاف دریافتگری تلاش کرد بر مبنای اصول علمی پیش برود. برای مثال نقاشان امپرسویونیست اعتقاد داشتند برای ساخت رنگ‌های جدید نباید رنگ‌های اصلی را با یکدیگر ترکیب کرد، بلکه باید آن‌ها را جداگانه استفاده کرد تا بر روی بوم باهم ترکیب شود و حالتی واقع گرایانه‌تر به تصویر دهند. اما نئوامپرسیونیست‌هایی چون ژرژ سورا اعتقاد داشتند، یک نقاشی که از کنار هم چیدن نقاط رنگی مجزا تشکیل شود نور‌پردازی صحنه را به نحوی بهتر و درخشان‌تر منعکس می‌کند.

این سبک که توسط ژرژ سورا ابداع شد «نقطه چینی» یا «پوینتیلیسم» نام گرفت. در این سبک نقاش به هیچ عنوان قلمو را بر روی نقاشی نمی‌کشید و تنها با قرار دادن نقاط رنگی مجزا تصویری کلی خلق می‌کرد. مشهور‌ترین اثر ژرژ سورا در این سبک «بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات» نام دارد. کشیدن این اثر دو سال زمان برد. گراند ژات جزیره‌ای در رودخانه «سن» در میان پاریس است. در اواخر قرن نوزده میلادی، زمانی که سورا تصمیم به خلق این اثر گرفت این جزیره تفرجگاهی برای خانواده‌های طبقه متوسط پاریس به شمار می‌رفت. سورا روزهای متمادی به این جزیره می‌رفت و زمان زیادی را تنها صرف کشیدن یک طرح اولیه برای شاهکار خود می‌کرد. این نقاشی با ابعاد بسیار بزرگش (در حدود دو متر در سه متر) نکات قابل توجه بسیاری در خود جای داده است.

به خواندن ادامه دهید